|
سلام به همه ی دوستان
طاعاتتون قبول! دعا یادتون نره
در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند و این هم از جشن فارغ التحصیلی ما:
۸۸/۴/۹تالار مولوی
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 10:5  توسط گیتی
|
با سلام به دوستان خوبم
این هم یکی دیگر از خط هایی که به تازگی نوشتم نظرتون چیه؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:54  توسط گیتی
|
اول از همه سلام امیدوارم که حال همه ی دوستان خوبم خوب باشه و لحظه لحظه ی زندگیتون سرشار از محبت و عشق "قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ، ویکتور هوگو
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:37  توسط گیتی
|
با عرض سلام خدمت دوستان خوب و عزیزم
ان شاءالله که حال همگیتون خوب باشه قبل از هر چیز فرارسیدن ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا رو بهتون تبریک میگم و ازتون می خوام که ما رو هم در این ایام از دعای خیرتون فراموش نکنید.... این بار هم چند تا خط دیگه که امیدوارم خوشتون بیاد و البته فکر نمی کنم که دیگه به این زودیا آپ کنم دانشگاه هم امسال زودتر شروع شد و دیگه باید کم کم شروع کنیم و درس بخونیم ( به هر حال امیدوارم شما دوستان خوب هم در تمام مراحل زندگیتون موفق باشید
وفا در زمانیکه وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابی ست به چه کس باید گفت.... با تو انسانم و خوشبخت ترین....
دکتر شریعتی وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود.... وقتی شنیدم که نخواند...
دکتر شریعتی چه رنجی ست لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای ست تنها خوشبخت بودن......
لحظه ها را با تو بودن در نگاه تو شکفتن حس عشق رو در تو دید مثل روءیای تو خوابه با تو رفتن با تو موندن مثل قصه تو رو خوندن تا همیشه تو رو خواستن مثل تشنگی به آبه...
فروغ فرخزاد چرا توقف کنیم چرا؟ پرنده ای که مرده بود به من یاد داد که پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست.... خوب دوستان گلم امیدوارم که خوشتون اومده باشه تا آپی دیگر خدانگهدارتون باشه دعا یادتون نره مخصوصا موقع سحر و افطار منتظر نظرات خوبتون هستم گیتی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 10:47  توسط گیتی
|
رنج جان کاهی ست گنج بودن و مجهول ماندن! گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن! رنج بزرگی ست علم بودن و عالم نداشتن! علم بودن و عالم نیافتن! زیبا بودن و نادیده ماندن، فریاد بودن و ناشنیده ماندن، نور بودن و روشن نکردن، آتش بودن و گرم نساختن، عشق بودن و د لی نیافتن، روح بودن و کالبدی نیافتن، چشمه بودن و تشنه ای ندیدن، پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن، مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن، چنگ بودن و پنجه ی نوازنده ای نبودن.... چه بگویم؟ خدا بودن و انسان نداشتن! (انسان بی خود/405)
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 10:26  توسط گیتی
|
با سلام خدمت دوستان عزیزم دفه ی پیش یه تعداد از مطالب جالب و پند آموز رو که گفته های دکتر شریعتی بودن گذاشته بودم این بار هم یه تعداد دیگر رو گذاشتم امیدوارم که مورد توجه شما قرار بگیره:
(بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی/23)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:28  توسط گیتی
|
آدم ها مثل کتاب ها هستند بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند.بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک. بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی. بعضی از آدم ها ترجمه شده اند. بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند و بعضی آدم ها فتوکوپی آدم های دیگرند بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی از آدم ها صفحات رنگی دارند. بعضی از آدم ها تیتر دارند،فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند: حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند.بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند. بعضی از آدم ها نمایش نامه اند و در چند پرده نوشته می شوند. بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی دارند بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند از روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها باید جریمه نوشت. بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت
و حالا من یه سوال دارم؟! فکر می کنین من جزء کدوم یکی از کتاب ها هستم؟ دوست دارم نظرتون رو بدونم ممنون میشم موفق باشین یا حق
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:30  توسط گیتی
|
من این مطلب و توی تلتکس دیدم و چون به نظرم جالب اومد در اینجا نوشتم: چرا نگرانی؟ فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی : اینکه سالمی یا مریضی؛اگه سالم هستی دیگه چیزی نمونده که نگرانش باشی اما اگه مریضی فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی اینکه دست آخر خوب میشی یا می میری ؛ اگه خوب شدی که دیگه چیزی برای نگرانی وجود نداره اما اگه بمیری دو چیز وجو داره که نگرانش باشی اینکه به بهشت می ری یا به جهنم؟ اگه به بهشت بری چیزی برای نگرانی وجود نداره ولی اگه به جهنم بری , اون قدر مشغول احوال پرسی با دوستان قدیمی می شی که وقتی برای نگرانی نداری پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11:2  توسط گیتی
|
در اینجا بخش کوچکی از جمله ها و عبارت هایی که نشانگر شاخصه ها ی تفکر و نگرش دکتر شریعتی ارائه گردیده است: امیدوارم که مورد استفاده ی شما عزیزان قرار بگیره:
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 10:58  توسط گیتی
|
با سلام مجدد این هم یه تعداد دیگه است فقط امیدوارم که شما بتونید اونها رو ببینید
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 16:1  توسط گیتی
|
با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم
فقط نظر یادتون نره مرسی یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 15:49  توسط گیتی
|
راز عشق
عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی همچو من شيدا شدن عشق يعنی قطره و دريا شدن عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعني خلوت عاشق به شب، جانماز نيمه باز عشق يعني لحظه ي تكبير روح، جسم خاكي غرق در احرام نور عشق يعني اشك توبه در قنوت، خواندنش با نام غفارالذنوب عشق يعني چشمها هم در ركوع، شرمگين از نام ستارالعيوب عشق يعني سر سجود و دل سجود، ذكر يارب يارب از عمق وجود عشق يعني لحظه ي ناب دعا، التماس ديدن رخسار يار!
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:1  توسط گیتی
|
پولس عشق را با عطيه برتر مقايسه مي كند. با اسرار مقايسه مي كند با ايمان مقايسه مي كند،با نيكوكاري مقايسه مي كند. چرا عشق مهمتر از ايمان است؟ چون ايمان فقط راهي است كه ما را به عشق اعظم مي رساند. چرا عشق مهم تر از نيكوكاري است؟ چون نيكوكاري تنها يكي از تجلي هاي عشق است. و كل همواره مهم تر از جزء است.فراتر از آن،نيكوكاري نيز تنها يك راه است،يكي از راه هاي بسياري كه عشق به كار مي كيرد تا انساني را با انساني ديگر يگانه كند. و همه مي دانيم كه نيكوكاري بدون عشق فراوان وجود دارد. دادن سكه اي به فقيري در خيابان بسيار ساده است.اغلب بسيار ساده تر از ندادن صدقه است . بدين ترتيب از از احساس گناه ديدن منظره ي بي رحم بد بختي راحت شده ايم. چه احساس آرامش بخشي،آن هم فقط به ازاي يك سكه!بسيار ارزان است،و مشكل آن گدا را هم حل مي كند. اما اگر به راستي آن گدا را دوست مي داشتيم،برايش بسي بيش از اين مي كرديم. يا هيچ كاري نمي كرديم .يك سكه نمي داديم وـكه مي داند؟ـشايد گناه آن بدبختي،عشق راستين را در قلب ما بيدار مي كرد. كتاب عطيه برترـ ص 34ـ35 عشق هرگز تقلب نمي كند.عشق كار مايه راستين حيات است. همان گونه كه براونينگ مي گويد: چرا كه زندگي ،با تمام لحظه هايش ]لحظه هاي شادي و غم، اميد و ترس، فقط فرصتي براي آموختن عشق است ، آموختن عشق، آنگونه كه مي تواند باشد، همان گونه كه بوده ، و همان گونه كه هست.[ جايي كه عشق باشد،انسان هست، و خدا هست. كسي كه در عشق شادي مي يابد،در انسان شادي مي يابد،و در خداوند شادي مي يابد. خدا عشق است . پس:عشق بورزيد! كتاب عطيه برترـ ص 48ـ49
+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 12:59  توسط گیتی
|
سلام سلام اول از همه سال نو
راستی چند تا از خطاطی های خودم رو که جدیدا نوشتم براتون می ذارم دوست دارم که از نظراتتون بهرمند بشم
+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 12:44  توسط گیتی
|
بار خدايا باز دل به ياد تو فغان مي كند. نمي دانم در جستجوي تو ديرينه كتاب كهن تاريخ را مطالعه كنم يا چشم بر صفحه آسمان بدوزم؟ دل را به ياد موهبتهاي تو آرام كنم يا به تعريف آفريده هايت؟ خدايا، گاه كه از همه نا آدميها خسته مي شوم ياد تو تحمل زيستن را برايم آسان مي سازد. خدايا عشق زيباست اما كدامين عشق پرشور تر از عشق به توست كه يادت قلبها را به اوج لذتها مي رساند و مرگ را زيباترين پديده ها مي سازد. خدايا، شرم مرا از آن باز مي دارد كه از تو چيزي بخواهم چرا كه هر چيزي را قبل از آنكه بخواهم به من داده اي. اما خدايا سه چيز را از كسي كه آفريدي دريغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ايستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بيرون نرود و آن زمان كه مرا خواندي در راه تو باشم. خدايا بر بنده ات ببخشاي از آنچه در آن نام تو نباشد و پناه بر تو از شر هواي نفس كه نيرويي بس عظيم است و ره يافتگان جز به لطف تو نرهيده اند. اي محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بميران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظيمي ..
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 15:14  توسط گیتی
|
اين جهان مي ماند و ما نيستيم** خوش به حال ما، که با دل زيستيم
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 10:5  توسط گیتی
|
امروز همان فردایی است که دیروز اینقدر منتظرش بودی.((فارسی)) اگر نمی خواهی سرت کلاه برود قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. ((چینی)) اشتباه یک لحظه، یک عمر اندوه به بار می آورد. ((چینی)) اگر نخ دراز باشد ، باد بادک خیلی دور پرواز می کند. ((چینی)) آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار ((چینی)) اول لاغرها سرمای زمستان را حس مکنند ((چینی)) اگر دوستت عسل است او را نخور. (( عربی)) اگر نمی توانی پولدار شوی ، همسایه مرد پولدار شو. (( ارمنی)) آبی که پر سر و صداست، ماهی ندارد ((چاوتنک)) اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است ((عبری)) از قاطر پرسیدند پدرت کیست ؟ گفت : داییم اسب است. ((فارسی)) آدم پول را پیدا مکند نه پول آدم را. ((فارسی)) اگر کور، کور را هدایت کندهر دو در گودال می افتند. ((کتب مقدس)) از کسی که گدا بوده گدایی مکن و پیش کسی هم که نوکر بوده خدمت مکن. ((اسپانیولی)) اگر می خواهی آسایش داشته باشید، اول باید بدانی همسایه ات کیست و بعد خانه را بخری. ((انگلیسی)) احمق بودن به هنگام خود نیز هنر است .((سوئيسي)) آخرین چیزی که از دست می رود، امید است . ((ایتالیایی)) اشتباهات پزشک را خاک می پوشاند. ((لهستانی)) اجل تقویم ندارد . ((روسی)) اسبهای ((امید)) با یورتمه می دوند ولی اسبهای تجربه آهسته گام بر می دارند. ((روسی)) اخبار بد زود منتشر می شود. .((جزایر انگلیس)) اشک ، زبان خاموش اندوه است. ((فرانسوی)) افتادن درگل و لای ننگ نیست؛ننگ در این است که در همانجا بمانی. ((آلمانی)) استراحت دائم پا را خسته می کند. ((آلمانی)) اگر می خواهی قوی باشی نقاط ضعف خود را بدان. ((آلمانی)) آتش را نمی توان با آتش خا موش کرد.((یونانی)) اگر از پشه فرار کنی ، نیشش تیز تر خواهد بود . ((اسلواکی)) اشتباه می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ، ولی ((حقیقت)) در یک دروازه گیر می کند. ((اتازونی )) برای تولد فقط یک طریق هست و برای مردن هزار طریق. ((طبرستانی))
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:42  توسط گیتی
|
با سلام خدمت دوستان عزیزم و ضمن تبریک عید سعید فطر خدمت شما عزیزان این مطلب را در رابطه با سوال یکی از دوستان خوبم آورده ام میدوارم که مفید واقع شود: سِرِّ شب قدر اولا ليلة به صورت مؤنث آمده است كه اين تاء هم در معناي وحدت است ، هم تاء تأنيث مجازي است كه به حضرت صديقه كبري بر مي گردد. روح شب قدر حضرت فاطمه است. فمن عرف فاطمة حق معرفتها هر كس به حق معرفت فاطمه را شناخت، شب قدر را مي شناسد. شب قدر، در ميان پنج شب ، شب گمشده اي است و به روايتي نيمه شعبان را هم شب قدر مي دانند. شب قدر يك روح و يك ظرف دارد، ظرف زمان آن ايام ضربت خوردن اميرالمومنين است و اما روح آن ، اصل است اگر به روح آن رسيدي اما به ظرف زماني آن نرسيدي مهم نيست زيرا روح آن افضل از ظرف زمان آن است. روح ليلة القدر فاطمه است. حضرت صادق فرمودند: ليلة القدر هي فاطمه يعني معرفت فاطمه. فاطمه يك حقيقت است. روح فاطمه مي شود روح ليلة القدر هر كس آنطور كه شايسته است به اندازه ظرفيت خودش فاطمه را شناخت شب قدر را مي شناسد. فلما أراد الله جل جلاله أن يبلوالملائکه خداوند مي خواست ملائكه را آزمايش كند ( ملائكه از جنس نور محض هستند ) أرسل عليهم سحابا من ظلمة فكانت الملائكة لا ينظر أولها من آخرها و لا آخرها من أولها ابر تاريكي بر آنها فرستاد كه ملائكه كه خود نور هستند نمي توانستند جلو و عقب و بالا و پايين خود را ببينند و در ظلمت محض فرو رفتند كه اين ظلمت فقط در مقابل نور محض معنا مي يابد ، فقالت الملائكة إلهنا و سيدنا منذ خلقنا ما رأينا مثل ما نحن فيه فنسألك بحق هذه الأنوار إلا ما كشفت عنا ملائكه دست به دعا بلند كردند كه خدايا از طرف ما چه قصوری بوده است كه ما را به اين بلا آزمايش كرده اي ؟ از تو خواهش مي كنيم به حق اين انوار ما را از ظلمت خارج كني ، فخلق نور فاطمة ع يومئذ كالقنديل در آن هنگام نور حضرت فاطمة الزهرا همچون قنديلي خلق شد و علقه في قرط العرش و از عرش الهي اين نور آويزان شد فزهرت السماوات السبع و الأرضون السبع و به نورانيت صديقه كبري آسمانهاي هفت گانه نوراني شد (قلب من و شما براي ايشان كاري ندارد) اين نور، نوري نيست كه ما فكر مي كنيم بلکه نوري است كه فرشتگان كه خود نور محض هستند به سبب آن از ظلمت خارج شدند . اگر كسي بخواهد به سّر حقيقت برسد بايد نور فاطمه در قلبش بنشيند و به خاطر همين فاطمه ، زهرا ناميده شد زيرا به سبب او آسمانهاي هفت گانه روشن شدند زهرا يعني روشن كننده ، پيامبر اكرم نور مطلق هستند يعني اصلا سايه نداشتند و جسمانيت ايشان هم نوراني بود ، حالا پيامبري كه نور مطلق است بعد از معراج ، خدا به او مي فرمايد مي خواهم به توهديه بدهم او هم فاطمه است و به پيامبري كه طاهر و مطهر است مي فرمايد بايد براي حمل فاطمه چهل روز، روزه بگيري و بايد چهل روز از خديجه دوري كني . بعد از چهل روز كه پيامبر از صبح تا شب روزه دار و از شب تا صبح در حال عبادت بودند ، خداوند مستقيم نطفه و طينت فاطمه را از بهشت بدون هيچ گونه آلودگي و با لطافت مطلق به دنيا آورد
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 12:13  توسط گیتی
|
امام صادق (ع)می فرمایند:قلب ماه مبارک رمضان شب قدر است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 11:43  توسط گیتی
|
از طغيان عشق شنيده بودم و قدرت معجزه آساي عشق را مي دانستم، اما چيزي كه در آن شب مهم بود، اين بود كه وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان كرده بود. مي خواست همچون نور از زمين خاكي جدا شود و به كهكشان پرواز كند... شب قدر من، شبي كه سلول هاي وجودم در آتش عشق، تغيير ماهيت داده بود و من چيزي جز عشق گويا نبودم. دل من، كعبة عالم شده بود، مي سوخت، نور مي داد و وحي الهي بر آن نازل مي شد و مقدس ترين پرستشگاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه مي گرفت و به همة اطراف منتشر مي شد. از برخورد احساسات رقيق و لطيف با كوه هاي غم و صحراهاي تنهايي و آتش عشق، طوفان هاي سهمگين به وجود مي آمد كه همة وجود مرا تا صحراي عدم به ديار نيستي مي كشانيد و مرا از زندان هستي آزاد مي كرد. اي كاش مي توانستم همة خاطرات الهام بخش اين شب قدر را به ياد آورم. افسوس كه شيرازة فكر و طغيان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سريع و سوزان پيش مي رفت كه هيچ چيز قادر به ضبط آن نبود... نوري بود كه در آن شب مقدس بر قلبم تابيد، بر زبانم جاري شد و به صورت اشك، بر رخسارم چكيد. من همة زندگي خود را به يك شب قدر نمي فروشم و به خاطر شب هاي قدر زنده ام. و تعالاي شب قدر، عبادت من، كمال من و هدف حيات من است شهید چمران
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 13:39  توسط گیتی
|
**حضرت محمد (ص)** :
**تملق و حسد بر مومن روا نيست مگر در طلب علم.**
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 17:59  توسط گیتی
|
این هم یکی دیگه از خط هامه نظرتون چیه؟
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 14:53  توسط گیتی
|
رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد: بهشت دري دارد به نام ريّان كه فقط روزه داران، از آن وارد می شوند دعای روز دوم ماه مبارک رمضان: خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:42  توسط گیتی
|
زني هنگام بيرون آمدن از خانه , سه پيرمرد با ريش هاي بلند سفيد را ديد که جلوي در نشسته اند. زن گفت:هر چه فکر مي کنم شما را نمي شناسم؛ اما بايد گرسنه باشيد. لطفا" بيايد تو و چيزي بخوريد.
آنها پرسيدند: آيا همسرت در خانه است؟ زن گفت: نه . آنها گفتند: پس ما نمي توانيم بياييم
غروب، وقتي مرد به خانه آمد، زنش براي او تعريف کرد که چه اتفاقي افتاده است. مرد گفت: برو به آنها بگو من خانه هستم و دعوتشان کن .
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. اما آنها گفتند: ما نمي توانيم باهمديگر وارد خانه بشويم. زن پرسيد: چرا؟ يکي از پيرمردها در حالي که به دوست ديگرش اشاره مي کرد، گفت: اسم اين ثروت است و سپس به پيرمرد ديگر رو کرد و گفت: اين يکي موفقيت و اسم من هم عشق. برو به همسرت بگو که فقط يکي از ما را براي حضور در خانه انتخاب کند. زن رفت و آنچه اتفاق افتاده بود را تعريف کرد. شوهر خوشحال شد . گفت: چه خوب!! اين يه موقعيت عاليست . ثروت را دعوت مي کنيم. بگذار بيايد و خانه را لبريز کند! زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزيزم! چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟
دختر خانواده که از آن سوي خانه به حرفهاي آنها گوش مي داد، نزديک آمد و پيشنهاد داد: بهتر نيست عشق را دعوت کنيم تا خانه را از وجود خود پر کند؟ شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف دخترمان گوش کنيم پس برو بيرون و عشق را دعوت کن.
زن بيرون رفت و به پيرمردها گفت: آن که نامش عشق است ، بيايد و مهمان ما شود. در حالي که عشق قدم زنان به سوي خانه مي رفت، دو پيرمرد ديگر هم دنبال او راه افتادند. زن با تعجب به ثروت و موفقيت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم، شما چرا مي آييد؟
اين بار پيرمردها با هم پاسخ دادند: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت کرده بوديد، دو تاي ديگر بيرون مي ماندند، اما شما عشق را دعوت کرديد، هر کجا او برود، ما هم با او مي رويم. هر کجا عشق باشد، ثروت و موفقيت هم هست!
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 10:8  توسط گیتی
|
گفتند: آن مرد ماهي گير است ، آن مرد از دريا ماهي مي گيرد. گفتند: آن مرد کشاورز است، آن مرد در زمين دانه مي کارد. جوانمرد گفت: چه نيکو که آن مرد ماهي گير است و از دريا ماهي مي گيرد و چه نيکو که آن مرد ،کشاورز است و در زمين دانه مي کارد.اما ...
نيکو تر مردي است که از خشکي ماهي مي گيرد و دانه اش را در دريا مي کارد.و نيکوتر از اين هر دو ، کسي است که مي تواند از آب ، آتش بگيرد و از زمين ، آسمان برداشت کند.ممکن را به ممکن رساندن کار مردان است، اما کار جوانمردان آن است که ناممکن را ممکن کنند.هزاران معجزه ميان آسمان و زمين معلق است. دستي بايد تا معجزه ها را تحويل بگيرد.و آن دست جوانمرد است.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:31  توسط گیتی
|
|
|